#چشمانت_آرزوست_پارت_142

+چیزی لازم نیست بردارم،بخرم

-نه همه چی اوکیه

+همرو اونا نگیرن مام یه چی بگیریم

-نه من خودم همه چیو درست کردم حاضر شو لباس گرم بپوش شاید بریم لب رودخونه

+باشه کی میای دنبالم

-نیم ساعت یه ساعت دیگه

+اوکی خدافظ

خب چی بپوشم حالا،نیم ساعته حاضر شدم برای اینکه سردم نشه یه بافت بلند پوشیدم بعد یه مانتو پاییزه روش با سی شرت از اونجایی که لباسام مال دوران تپلیم بود همرو راحت پوشیدم رفتم سمت کولم سیگار فندک چاقوی ضامن دار یه پلاستیک آلوچه ترشکو اینجورچیزا،تخمه بطری ابمم هست چیپسام خب حله دیگه رفتم توپذیرایی نشستم ومنتظر ساغر شدم

-گفتی آخر کجا میرین

+نمیدونم گلم ولی زیاد دور نمیشیم

-خوبه،چیزی نمیبری زشته همشو بیارن که

+نه مامان ساغر گفت چیزی نیارم

-باشه هر جور مایلی


romangram.com | @romangram_com