#چشمانت_آرزوست_پارت_138

یه چشم بلند گفتمو بعد خدافظی از ماشین پیاده شدم

وارد کافی شاپ شدم ارشو دیدم با لبخند رفتم و نشستم

+علیک سلام حاج آقا خوب هستین

-شما چطوری حاجیه خانم

+خوبم راستی چیکارم داشتی؟

-حالا می فهمی برات قهوه سفارش دادم

سامیار همیشه میپرسید چی میخوری

+مرسی

-چخبر از ساغرو بارمان

+هیچی همه سالم و سلامتن

سفارشارو آوردن

-آب تیام شنیده بودم خیلی کنجکاوی ولی الان اصلا اینجوری به نظر نمیاد

+چرا اتفاقا حالا بگو دیگه


romangram.com | @romangram_com