#چشمان_آتش_کشیده_پارت_391
_ چطور آروم باشم؟ وقتي قراره يه هيولا بشم، چطور ازم همچين انتظاري داري ؟
- تو هيولا نميشي.
پوزخندي زدم و بيتوجه بهشون برگشتم اتاق اما به محض بستن در، پنجره يکدفعه باز شد و پردههاش به حرکت در اومدن. ترسيده به در تکيه دادم که سايهاي لبهي پنجره نشست. کنارم رو به دنبال وسيلهاي براي دفاع گشتم، ولي هيچي نبود. با حرکت سايه درحالي که از زور بي حالي ضعف کرده بودم، چرخيدم و سعي کردم در رو باز کنم و برم بيرون ولي ..
- هي فکر ميکردم ديگه عادت کردي!
پايان جلد اول
romangram.com | @romangram_com