#بوی_نا_پارت_314
-چون من یه زن بچه دارم!
-خب اتفاقا منم یه مرد بچه دارم!اینم به اون در!حالا بیا صحبت مون رو بکنیم!
-هنوزم نمی شه!
-دیگه چرا؟
-حالا چه صحبتی با من دارین؟
-می خواستم خدمت تون مژده بدم که الحمد الله،الحمدالله،شکر خدا شکر خدا وضع واقعا افتضاحه!یعنی سرکار خانم نگین جو کار فرد اعلا،بنده طی تحقیقاتی که به عمل آوردم آژانس هاي مسکن در حال حاضر هیچگونه فعالیتی جهت انسان ها وآدمیان انجام نمی دن!یعنی فعلا تمام هم و غم شون رو در حوزه ي دیگه اي صرف می کنن!یعنی اگه بخوام واضح تر بیان کنم،فعلا خونه و مسکن براي ما وجود نداره!
-چه طور؟!
-هر آژانسی که سر زدم،دیدم فقط دارن فقط براي موش آ و زنبور آ فعالیت می کنن!یعنی فقط لونه موش و لونه ي زنبور اجاره می دن!اونم چند؟!
-به قیمت طول تاریخ بشریت!
-راست می گی؟!
-آره آره!فعلا هر جا هستی محکم بشین که اوضاع بیرون خیلی خرابه!مثلا شخصی آپارتمانی پنجاه متري ر به ماهی چهارصد هزار تومان اجاره می دهد!مطلوب است سرانجام مستاجر!؟
1- قبرستان 2-بیمارستان 3-تیمارستان 4- زندان
-جدي می گی مهرداد؟!
بیا ببین!هر جا رفتم ماجرا همین بود!
-یعنی از چهارصد هزار تومن کمتر پیدا نمی شه؟
-چرا اما باید کمی از شهر فاصله بگیریم!یعنی چند درجه عرض و طول جغرافیایی،مسیرمون رو عوض کنیم!
-یعنی خیلی پایین هاس؟
-تقریبا یعنی حدود جاده ي بهشت زهرا!
» نگین یه فکري کرد و بعد گفت «
romangram.com | @romangram_com