#بوی_نا_پارت_138

-بدو!

«تا ابرام اقا رفت وحاج حسن گفت«

-زیور خانم!

-بعله حاج اقا!

-اقا مهرداد که اومد 10 دقیقه بعد یه اسفند دود کن!بیار تو سالن دود کن!

-چشم حاج اقا!

-النم برو تو تراس ئاسه استقبال!

-چشم حاج اقا ایشالا به مبارکی!

-انشالا!خانم!

-بعله؟

-شمام جلو در تحویلش بگیر و بیارش تو سالن!

-چشم حاج اقا حسن اقا!دیگه فرمایشی ندارین؟

-احترام امامزاده به متولی شه خانم!اقا مهرداد از این به بعد داماد ماست!احترام اون احترام ماست!افتخار اون افتخار ماست!

-خودم اینارو میدونم !چشم 1چشم!

«نگین رفته بود تو سالن و می خواست از پشت شیشه مهرداد رو ببینه که حاج حسن بلند گفت«

-نگین!

-بهت چی گفتم؟!

-چشم اقاجون!

«بعد با دلخوري از سالن اومد بیرون ورفت بالا تو اتاقش!


romangram.com | @romangram_com