#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_542






خوابم يا بيدارم، لمس تنت خواب نيست





***

روز اوله، روي اون نيمكت همدم شده مي شينم و مثلا نگامو مي دوزم به قايقاي تفريحي و اون همه آبي آرامش تو دلم ريخته و واقيعيتش فكرم ميره به اون شب، اون همه آقا بودن سامي و يه شب تا صبح منو تو بغلش نگه داشتن به دور از ذره اي توقع بيجا.





***

روز دومه، روي اون نيمكت راز دل دونسته مي شينم و نگام ميره قاطي اون پسر بچه دنبال سگ پشمالو جلو روم دويده و دلم مي لرزه واسه دوري از اون موج آرامش چند وقته نديدمش.





***

روز سومه، روي اون نيمكت قرمز هيچ كس جز خودم قدرشو ندونسته مي شينم و نگام دل دل مي كنه واسه نگاه به اون دسته پرستوهاي تو افق ناپديد شده و دلم مي گيره از اين همه سرعت.

***

روز چهارمه، روي اون نيمكت رنگ و رو رفته با رگه هاي قرمز مي شينم و نگام ميره سمت اون دختر پسر خنده كنون از قايق پياده شده و دست تو دست و شونه به شونه و پر از عاشقي از جلوم رد شده.



romangram.com | @romangram_com