#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_492


جلوي اون ديسكوي سايه كش و ساميار در حال هلاك توش ترمز كرده زدم بيرون و به آراس طرفم اومده، رسيده گفتم:

ـ چي شده؟





اشاره به پشت سرش و به اون آدم بالاي ابروش خون راه افتاده و مست تر از همه لحظه هاي مستيش شل و وا رفته رو سكو و اون راننده بيكارش در حال شونه ماساژ دهي، زده گفت:

ـ خيلي عصبي بود، نمي دونم چه مرگشه؛ فقط از جاش تكون نمي خوره و يه ريز هم اسم تو رو مي بره. ترانه يه امشبو باهاش خوب باش، با چند نفر درگير شد.





صد بار تو را گفتم كم خور دو سه پيمانه ...





جلوش وايساده، دست رو شونش گذاشته، نگاه خمارش رو به خود كشيده، بي خيال اون نبض بالا رفته تو وجودم، تشر زده گفتم:

ـ مجبوري اين قدر بخوري رو به موت شي؟

لبخندش شل، ولي جذاب رو صورتش خط انداخته، دست داغشو رو دست سردم گذاشته گفت:

ـ چه خوشگل شدي.

نگام مات اون همه مستي بود و دلم پوكيده از اين همه بي خيالي.





romangram.com | @romangram_com