#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_465






تمومي آهنگ و من هنوز تو هنگ. بيشتر بهش چسبيده شده، باز اون ولوم زيادي آشنا تو گوشم زنگ خورد.

ـ نظرت با يه رقص دو نفره چطوره؟ من و تو، مثل هميشه.

كشيده شدنم وسط سالن و همون طور شوكه بودنم. من امشب چمه؟ اين جا چه خبره؟ ديدمش، اون صورتشو ديدم، اون ته ريش هميشگي خوش حالت رو صورتشو ديدم، اون چشماي كشيده و خوش نقش مشكي رو ديدم، اون بيني خوش تراش و فك خوش تراش ترو ديدم، اون پوست برنزه كم نظيرو ديدم، اون لباي درشت خوش حالت و اون موهاي خوش كپ بالا رفته و چند تارش رو پيشوني ريخته هم ديدم. من اين جا چه مي كنم؟ اون اين جا چه مي كنه؟ دستي كه خودش رو شونش گذاشته بود و مشت كرده، باز نگامو چرخوندم تو اون همه جذابيت دختركش. دستش رو كمرم لغزيد و چشمام بسته شد. همون عطره، سيگار تند آمريكايي و عطري كه از يه دوره گرد تو ايتاليا خريده و هيچ كس نمي تونه نظيرشو پيدا كنه. نفساش باز كنار گوشم بيداد كرد و من سرم روي شونم ناخودآگاه كج شد.

ـ خيلي خوشگل شدي لعنتي، خيلي. همه نگاها روته و من متنفرم از اين نگاها.

لحن شيطونش و من هنوز مه و مات. دهنم واسه حرفي باز نمي شد.

ـ چيزي نميگي بانو؟ دلم واسه صدات تنگه.

نگام سر تا پاشو وجب كرد و باز همون بود، يه مرد با صد و هشتاد و هفت تا قد و استيل ورزشكاري.

ـ ترانه خانوم؟

نگام تو سياهي نگاش گير افتاد و دلم ضرب آهنگ گرفت.

ـ ببخشيد اگه يه كوچولو شوكه شدي.

كوچولو؟ تو به اين ميگي كوچولو؟ كنار گوشم با اون نفساي داغ و بوي الكل ملايم تر از هميشه گفت:

ـ براي ديدنت امشب تمام سال بيدارم.

چرخ خورديم و نگاه سايه، چرخ خورديم و نگاه اميرعلي، چرخ خورديم و نگاه همه. تنگ تر شدن حلقه دستش و باز نفساش كنار گوشم.

ـ ترانه خانوم شوكه اي؟

كشيدم عقب، با تمام فرماني كه به مغزم رسيد كشيدم عقب. اين جا چه مي كنم؟ اين جا چه مي كنه؟ قدمام سرعت گرفت طرف خلوت ترين جاي سالن و سنگين شد يه نگاه روم. چشمامو بسته تمركز كردم، خب اون اينجاست، اصلا مهم نيست. اون اين جاست، به من ارتباطي نداره. اون اين جاست، امشب سال تحويله. اون اين جاست ... لعنتي، اون اين جاست! گرمي دستي رو شونم مثل گرمي دست حسام رو شونم.

ـ ترانه؟

romangram.com | @romangram_com