#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_463
- گفته بودم خيلي خانومي؟
- نيازي به گفتنت نيست، مي دونستم.
- ولي مي خوام بگم خيلي خانومي.
- برو پسر، دير بجنبي آراس با اون تيپ مكش مرگ ماش زودتر جنبيده.
گيلاس ويسكيش رو روی ميز گذاشت، يه دست به كراواتش برد و با تمام جذابيت سراغ داشته از خودش راهي شد و با يه صحبت و لبخند كنج لب سايه ی شوكه رو كشوند وسط سالن و دست به كار شد و نگاه سايه خيره ی منِ ابرو واسش بالا انداخته شد.
دست بردم يه دونه از جام هاي شربت بي الكل رو بردارم كه دستي دور شكمم حلقه شد و گرمايي آشنا از پشت احاطم كرد و ولومي آشناتر تو گوشم مانور داد.
- قرار نبود اين قدر خوشگل بشي.
دستم تو هوا خشك و نگام درگير قاب عكس بزرگ كوبيده به ديوار. صداي آهنگ ايراني وسط اون همه كلاسيك خارجي و آرامش بخش تركي.
تو نزديكي كه ماهي ها به سمت خونه برگشتن
به عشقت راه دريا رو بازم وارونه برگشتن
تو اين دنيا يه آدم هست كه دنياشو تو مي بينه
كسي كه پاي هفت سينش يه عمره سيب مي چينه
كنار سبزه و سكه، كنار آب و آيینه
تموم لحظه هاي شب، سكوتت هفتمين سينه
romangram.com | @romangram_com