#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_459


- آره ارواح خاك هفت نسل پشت اين دل.

كمي سكوت و يكي از معدود شباي بي عطر اوفريا سر شده و حرف لبخند رو لبم آورده.

- ترانه؟

- جون دل ترانه؟

- تو بچمونو خيلي دوست داري؟

- خيلي.

سرش از گودي گردنم در اومد، جلو صورتم قرار گرفت و گفت:

- از منم بيشتر؟

دستمو رو گونش گذاشته و گفتم:

- من تو رو دوست ندارم.

چشماي دو دور زدش مات صورتم موند. لبخند رو لبم نقاشي شد و گفتم:

- من عاشق توام و هيچ كس رو اندازه بچمون دوست ندارم.

خنده ی سر خوشش و لبايي كه لبامو ميون خودشون كشيدن.





***

نگامو تو آيینه به خودم دوختم و يه سوت بلند بالا فضا رو مهمون كرده، گفتم:

- چي شدم؟

romangram.com | @romangram_com