#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_455
- اون کوچولو هم هست؟
- کوچولو هم هست.
- پس دو دقیقه ای آماده هستم.
- تیپ بزن، خود رییس که نیست ولی ما جلو این خدمتکاراش آبرو داریم.
- حالا این رییسه چطور آدمی هست؟
- والا چون ما چشممون جز یار کسی رو نمی گیره به این بنده خدا از بُعد برادرونه نگاه کردیم فهمیدیم همچین چیز مالیه.
- به من باشه به خاطر این بچش حاضرم زنش بشم.
- تو اگه واسه خاطر بچش می خوای زنش بشی یه ایل دختر می خوان واسه خاطر خودش زنش بشن.
- حالا داریم میریم اون جا چی کار؟
- رییس واسه یه مراسم گفته برم خونش به کارا رسیدگی کنم.
- چه مراسمی؟
- نترس، میگم تو رو هم اختصاصی دعوت کنه. چند هفته دیگه س.
- خب باید بریم تو فکر لباس.
- اونو بسپار به من. آماده ای؟
نگاهی به تیپ شیک از صدقه سر خریدام با سایه کرده و گفتم:
- بریم.
***
به قصر رو به روم خیره بوده و گفتم:
romangram.com | @romangram_com