#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_433


- برو اون شوهرتو با فحشات مستفيض كن. چه خبر؟

مهسا - اِ تو هم اون جاهايي؟

سايه - مهسا من موندم تو چطور تحملش مي كردي اينو؛ اين چند وقته گند شده اخلاقش فجيع.

مهسا - دركت مي كنم عزيزم، چه خبرا؟

سايه - اين جا كه خبري نيست، اون ور چه خبره؟

منم كه مقامم بوقه و عدم نظرم واسه اين دو تا ثابت شده.

مهسا - هيچي بابا بالاخره قراره مهديس ترشيده فردا شب با جان فشاني داداش من بره قاطي متاهلين.

نگام به دكمه آيفون بند شد و دلم با اين حرف پيچ خورد.

سايه - بگو جون سايه!

مهسا - والا ما دو روز رفتيم ماه عسل برگشتيم ديديم هم ترانه خانوم اومده پيش شما، هم داداشمون رفته قاطي مرغا.

سايه - اومدن ترانه كه تقصير اون شوهر نكبتته.

مهسا - در مورد آقای ما درست صحبت كن كه بد خاطرش واسمون عزيزه.

سايه - حالم به هم خورد.

مهسا - ترانه خفه مردي؟

سايه - بچه از ذوق ازدواج تنها ترشيده ی خاندانتون رفته تو شوك.

مهسا - ترانه جات خاليه. الهي بميرم واسه داداشم، دلش به اين ازدواج رضا نيست.

از رو مبل بلند شدم پالتوی از ديشب بلاتكليف رو مبل افتاده رو برداشتم و گفتم:

- سايه من ميرم يه قدمي بزنم.

romangram.com | @romangram_com