#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_396


ـ برو دختر، اين قدر هم اذيتش نكن.

ـ اوكي، دوست دارم.

ـ من بيشتر.

غم صداي مهسا و عصبي صداي شادمهر. دلم مي لرزه. شادمهر قول داده.





***

ـ دلت تنگم ميشه؟

سرمو رو زانو گذاشته، دلم رفت واسه عطر آغشته به بوي سيگار ماركش.

ـ پس تنگ نميشه.

گونه سمت راستمو رو زانو فيكس كرده، به موهاي شونه نشدش خيره شده، باز سكوتو واسه جوابش پيشكش فرستادم.

ـ من لياقت عشقتو نداشتم، مگه نه؟

تو چشمم اشك غل زده، نگامو نكندم از اون موهاي آشفته.

ـ ترانه خودت كه شاهدي من گناهي نداشتم.

ـ داشتي.

لباي چسبيده به موهام و نفسايي كه بوي تند بغض مي داد.

ـ اگه تو ميگي حتما داشتم.

ـ فردا همه چي تموم ميشه.

romangram.com | @romangram_com