#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_363
اين هم يكي از عجايب دهه اخير، شادمهر و منو سوار نكردن؟ گاز ماشينو كه گرفت، تازه اين دوزاري واسه ما خورده زمين دريافتيم آقا شوخي بردار نيست. يه تك بوق و ترمز جنسيس سودان آشناي كنار پام. شيشه پايين داده، با نگاش سر تا پامو وجب كرده، يه سوت كشدار كشيده گفت:
ـ چه كردي ليدي؟ ما رو امشب نكشي، آرزو داريما.
با حرص سوار شده، بي نگاه به اون همه جذابيت گفتم:
ـ بي كاري چپ و راست, ولي تو دست و پای من؟
ـ بده نخواستم با تاكسي بياي؟ اين دوماد ما هم كه تا چشمش به عروسش خورد، غيرتو بوسيد گذاشت لب طاقچه. خوشگل شدي خانوم.
ـ بودم.
ـ بر منكرش لعنت. خوشگل تر شدي، مواظب خودت باش امشب. به من اعتباري نيست.
واسش شاخ شونه اومده، قهقهشو هوا فرستاده گفتم:
ـ كوفت، هر چي هيچي نميگم دور برمي داره.
ـ بده انقده مي خوامت؟
ـ من نخوام بايد كيو ببينم؟
ـ منو اون قدر مي بيني تا بخواي.
ـ رودل نكني شما.
ـ تو با من سازگاري، رودل كردن واسه تو به من نمي خوره.
ـ حسام تمومش كن. يه امشبو زهرم نكن تو رو هر كي دوست داري.
ـ تو رو دوست دارم.
ـ آره، پولامو خيلي دوست داري.
باز عصبيش كرده، دستش به دنده ميخ شده، فرمونو تو مشتش فشرده گفت:
romangram.com | @romangram_com