#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_350
ـ خب حق داري، خيلي خوشگله.
ياد حرف سايه افتادم كه گفته بود: "هرچي خوشگله؛ ولي اخلاقش عينهو سگ صاحب دوست." خب شوهر ما هم كه صاحب، سگه هم صاحب دوست. خم شده، رو شكم يه كم بيرون زدمو بوسيده گفت:
ـ من فعلا پسر بابا رو خيلي دوست دارم.
باز دلم ريش شد. اومد تا نوك زبونم و پس رفت كه بگم: "فقط پسر بابا رو؟" فكرمو پس زده، اخم تو هم كشيده گفتم:
ـ فكر كن يه درصد پسر باشه.
ـ يه درصد كه اصلا؛ ولي صد در صد پسره.
ـ عمرا، اين فنچول مامان، دختر مامانه.
ـ عجب زني گير ما افتاده. آخه دختر خوب، همه مامانا پسرين.
ـ نخيرشم. پسر ميشه عصای دست بابا، من دختر مي خوام همدم دل مامان. ميگما ...
ـ بگو مامان پسرم.
ـ لوس نشو ديگه. من تو زندگيت اضافيم، نه؟
عصبي قوطي روغنو كوبيده سر جاش برگشت طرفم و صورتمو با دستاش قاب گرفته گفت:
ـ اگه گذاشتي يه شام بپزم من امشب؟ آخه اين فكراي بيخود چيه؟ تو الان مادر بچمي، ترانه زر مفت زياد مي زني.
باز تا نوك زبونم اومد و من پسش زدم كه فقط مامان بچت؟ از رو اپن پايينم آورد و من خيره تو اون شب چشما گفتم:
ـ هميشه يادت باشه. من عاشقتم، برام هم مهم نيست كه تو هيچ وقت منو نخواي.
باز تو اون حجم من عاشقش فرو رفتم و اون كنار گوشم گفت:
ـ اين قدر فكر بيخودي نكن.
قطره اشك چكيده رو گونم و باز فشار بيشتر دستاش دور تنم.
romangram.com | @romangram_com