#بغض_ترانه_ام_مشو_پارت_143
ـ چي كارش داري؟ شادي خوش باش.
شادي ـ تو فكر كردي من واسه اين غول تشن تره خرد مي كنم؟ حرفا شادمهر تو يه گوش ميره، از اون گوش در مي زنه.
شادمهر ـ شيطونه ميگه ...
ـ شيطونه و شما جفتي غلط مي كنين. ديگه چه خبر؟
شادمهر ـ خبر خاصي نيست. اگه هم هست به تو ربطي نداره.
اين يعني سرتو بنداز پايين و با اون چشات نخواه حرفي بشنوي از اون عوضي. من مگه دلم واسه شنيدن خبري از اون داره تاپ تاپ مي كنه؟ هيچم اين جور نيست. د هست، هست كه ديشب تا حالا با آتيش انداخته به جونت از دست حسام خواب راحت نداشته، همه راه حلي تو ذهنت رسيده واسه زير زبون كشي از اين بشر چشم غره رو جلو روت.
ـ شادمهر من ...
شادي ـ ترانه جونم ازش چيزي نپرس. ديوونه ميشه يهو. مي شناسيش كه، همچين نرمال نيست.
لبام با برخورد كوسن كنار دست شادمهر تو صورت شادي كش اومد. حتي با اون غم لونه شده تو چشام بازم لبام كش اومد. هميشه كنار شادمهر كم ميشه اين بار غم. شادمهر مهم شده تو زندگيم، هميشه كم كرده بار غمو. بي دليل كه مهم نشده.
***
شادي ـ بپا خفه نشي شما.
شادمهر ـ ياد بگير يه كم. دلم اون ور آب واسه يه قرمه سبزي پرپر مي زد. خدا خيرت بده ترانه.
ـ خواهش مي كنم، نوش جون. حالا نگفتين چرا برگشتين؟
شادي ـ بهتر، پوسيديم اون جا. با اين امل اون ور آب يعني حكومت نظامي. آبروی ما رو جلو ملت مي ريخت.
شادمهر ـ بچه دوباره مي زنم تو صورتتا.
شادي ـ ايشاا... مامان و بابا حلالت نكنن.
romangram.com | @romangram_com