#بادیگارد_پارت_293
من: واویلا، ببین چیکار کردی که کامی دیوونه هم عصبی شد.
کامی: آوا من اینجاما، کر که نیستم میشنوم.
محسن: ولی خداییش با پوست برنز هلو شدی.
لبمو از خجالت دندون گرفتم و بهش نگاه کردم. محسن با لبخند زل زد به چشمهام. چشمهاش برق میزدن.
دوست دارم من اون چشمهای قشنگتو، دارم واست می خونم این آهنگتو
هر چی می خوای بگو از دل تنگتو، بیا به هم بگیم دوست دارم
لبشو نزدیک گوشم برد و گفت: دوستت دارم آوای من.
romangram.com | @romangram_com