#بلو_پارت_262


-به خاطر من افتاده بیمارستان....به خاطر من....

ارسلان-حالا بزار بریم بیمارستان، شاید چیزی نباشه.

رضا-ان شاء الله که هیچی نیست، پگاه؟

از جام بلند شدم و رضا گفت:

-برو بالا کاری هم نکن تا ما بیاییم باشه؟

«سری تکون دادمو رضا بازوهامو میون کف دستاش گرفت و گفت:»

-هر فکری توی سرت اومد یادت باشه که این یه اتفاق نبوده که مقصر صد در صد تو باشی؛ طاهر هم خوب میشه، ما پشت توییم.

بهم با اطمینان نگاه کرد و به زور سرمو تکون دادم، پشتم از غصه خم شده بود؛ تا بالا برم سه بار سکندری خوردم. مثل مسخ شده ها روی کاناپه نشسته بودم و زانوهامو توی بغلم گرفته بودم... زندگیمو جلوی چشمم آتیش زدن و من روی خودم نفت ریختم تا آتیش بیشتر گُر بگیره.

کاری نمیکردم، نه گریه میکردم و نه جیغ و هوار میزدم فقط داشتم از تو خورده میشدم. از تو خودمو میخوردم. مچاله شده بودم، حس میکردم دارم به سرعت نور پیر میشم... انقدر فشار بهم وارد شده بود که قبل اومدن پسرا بازم از حال رفتم و این دومین بار نبود بلکه روزها و هفته ها این روند طول کشید و حتی شنیدن خبر اینکه حالا دیگه طاهر فقط دچار یه حمله قلبی شده بود که رد شده و حالش خوب بود، حتی با وجود اینکه طاهر هم در بطن قضیه و در کنار ما بود....

هفته ی اول نوبتی کنارم بودن، هفته ی دوم کارم به قرص اعصاب رسید، هفته ی سوم حالم کمی بهتر شد...هفته ی چهارم وقتی با کلی حرف به خودم مسلط شدم به گوشیم سر زدم. تصویری از طاهر دیدم که داره صحبت میکنه و فیلمش همه جا پخش شده!!!! طاهر اصلا آدم این حرفا نبود اما به خاطر من حرف زده بود حرفایی که خیلی موثر بود! یه جا نشسته بود و به مدت همون یه دقیقه حرف زده بود:

-من از خانوده ی یه دختر قربانیم، دختری که ممکن بود خواهر یا دختر یا مادر شما باشه! من از خانواده ی یه قربانیم که یه مردی از جنس خود من نابودش کرده، من از کشته شدن یا طلاق یا اعتیاد حرف نمیزنم از چیزی که این روزا خیلی مریضشن حرف میزنم یعنی تجاوز، یعنی بازی با آبروی یه انسان! نه یه زن یه دختر! من دارم از یه انسان حرف میزنم، میدونید چه اتفاقاتی برای اون انسان می افته؟ چرا این فیلم ها و عکس هارو نگاه میکنید؟ چرا ریپورت نمیکنید؟ چرا به ادمینی که این فیلم ها رو میزاره اهانت نمیکنید؟ هشدار نمیدید که دست برداره؟ اگر این فیلم یا عکس اعضای خانواده ی خودتونم بود پخشش میکردید؟ در ازای چی؟ چندتا لایک و کامنت و فالور ؟! ما چمون شده؟ آبروی همدیگه رو تو دستمو میگیریم برای لایک و کامنت؟ چرا خودمونو جای قربانی ها نمیزاریم؟ چرا فرهنگی که داره ریشه امونو میزنه اصلاح نمیکنیم؟ یه دختر به خاطر پخش شدن فیلم تعرض بهش داره روانی میشه، رو به مرگِ! چه بسا خیلی ها خودکشی میکنند و شماها، دقیقا شما مقصرید شماها قاتلید. به این قتل فکر کنید،اون قربانی هرکس که باشه یه انسانه و شما قاتلش میشید!

من؛ من خودم کسی بودم که به خاطر لایک و کامنت و فالوور هرکاری میکردم و حالا....حالا خودم همون خبر سازم.... به کامنت ها نگاه کردم. اکثرا قبول کرده بودن، خیلی ها مخالف بودن، یه سری فحش داده بودن، یه سری فهمیده بودن منو میگه و زیر کامنتش دعوا شده بود....

گوشیمو کنار گذاشتم، به خاطر من حرف زده بود. خودشو قاطی چیزی کرده بود که ازش متنفره؛ کار و زندگیشو یه ماهه ول کرده که هوای منو داشته باشه. خدایا من با تمام بدبختیام خوشبختم که اینارو دارم. طاهر، رضا.... وااای رضا یه چیز دیگه است، با اون قیافه ی جدیش یه کاری میخواد بکنه من غصه ام کمتر بشه و ارسلان؛ ارسلان جوشی و مهربون... که حتی اسم پریا رو هم نمیاره و معلوم نیست بعد جریان فیلم چه اتفاقی افتاد...

romangram.com | @romangram_com