#بلو_پارت_236


« ارسلان خیلی شبیه بابام بود از نظر چهره »

ارسلان-منو نگاه کن دلتنگیت بره.

«بغضمو قورت دادم و شاکی گفتم:»میمون.

ارسلان-عجب نفهمیه من شبیه باباتم جای باباتم، میمون چیه؟

-بابا هم شدی؟ یا خدا پس کمر همتو بستی دهن منو سرویس کنی.

ارسلان با خنده گفت:

-تو که دختر من بودی این شکلی نبودی؛ بلو الکی!

«از پهلوش نیشگون محکم گرفتم در حالیکه داد می زد:»کلیه ام کلیه ام...

«با حرص گفتم:»تو چشم آبی هستی یا پریای عجوزه ات با اون چک و چونه اوتش.

رضا از تو دستشویی اومد و گفت:

-ده دقیقه، دو دقیقه، سی ثانیه تنها می ذارمتون به قصد کشت همو می زنید شما دو نفر چتونه؟

ارسلان-از صدقه سرت پریا...

-آ، باز لنگ منو کشید وسط بابا این دختره بپیچونِ بفهم، مگه می افته دوزاریِ لامصب قحطی زن اومده، چسبیده به گند دماغ خانم از... ن فیل افتاده.

romangram.com | @romangram_com