#بیگناه_پارت_73
گوشي رو قطع کردم نگاهي به خودم کردم چي کم داشتم هيچي پس چرا چرا نميخوام بهش فک کنم برسام ديگه واسم مهم نيس هرکاري کنه برام مهم نيس حالا داره ازدواج ميکنه بهتره ديگه بهش فکر نکنم .
*****************
سرم توي لب تابم بود و داشتم گزارشي مينوشتم که تقه ايي به در خورد
من: بفرماين .
در باز شد و برسام وارد شد با لبه خندون سلام کرد منم سلام کردم با اجازه ايي گفتو روي مبل نشست .
برسام: راستش خوب من همه همکارا رو براي جشن عروسيم دعوت کردم فک کردم شما هم باشين خيلي خوشحال ميشم .
با لبخند: اها که اين طور دارين ازدواج ميکنين ... خوشبخت شين .
برسام: ممنون همچنين .
و کارتي روي ميز گذاشت و خداحافظي کردو رفت .
کارت و برداشتم و بازش کردم .
romangram.com | @romangram_com