#بی‌گناه_پارت_28

برسام: کجا بريم.

من: بريم..... اوووم......... بريم سفره خونه قيلون بکشيم .

برسام: يه پليس خوب هيچ وقت قيلون نميکشه.

من: حالا واسه من حاج اقا نشو.

برسام تک خنده ايي کردو رفت تا حاضر بشه منم رفتم تو اتاقم حالا چي بپوشم اها يه مانتوي کوتاه سفيد و شلوار جين تنگ و شال سفيد مشکي موهامم باز گزاشتم و کفش پاشنه بلنده سفيد مشکيمم پام کردم و ارايشه کم رنگي کردم و يه رژلب قرمز روي لبام کشيدم و به به - باز ميخواي از

خودت تعريف کني و سقف خونه رو اوار کني جون مادرت نگو- خفه باوووا من همين جوريشم کلي خاطر خاه دارم و همه هميشه ميگن خيلي خوشکلم تو زيادي حرف نزن که ميرم يه وجدان ديگه ديگه رو پيدا ميکنم- دلت ميااااد- نه دلم ميره- بي معرفت.

بعد از بداشتنه کيفم از اتاقم بيرون امدم برسام روي مبل نشسته بود و با ديدن من يه لحضه اخماش رفت تو هم خواست چيزي بگه که پشيمون شدو گفت: بريم.

من: بريم.

سوار ماشين شديم دستم و سمت پخش بردم و اهنگ مورد علاقمو گزاشتم.

: بگو چرا پنگوعني بگو چرا پنگوعني بگو چرا پنگوعني سينه پشمالو کمه ها باره دور ورشم لوچه ها حاضر اخم.....

برسام اهنگ و قطع کردو گفت: اينا چيه گوش ميدي.

romangram.com | @romangram_com