#بیراهه_ای_در_آفتاب_پارت_405

- خودتو ناراحت نكن . منم مرخصي گرفتم . سعي مي كنم با خودم كنار بيام . اتفاقيه كه افتاده . بايد موضوعي رو باهات در ميون بذارم .

با دلهره گفتم :

- چه موضوعي ؟

بزور لبخند زد و گفت :

- چيزي نيس .

- راجع به پدرته ؟

- به اونم مربوط ميشه . شايد من بيخودي ناراحتم . حالا برو برگرد تا ببينم چي ميشه .

خداحافظي كرديم . اضطرابم بيشتر شده بود . قضيه چه بود كه من خبر نداشتم . پدرش بدهكار بوده ، تصادفش اتفاقي نبوده ، از ازدواج با من پشيمان شده ؟ ده ها سؤال از ذهنم گذشت تا به خانه رسيدم .


romangram.com | @romangram_com