#بیراهه_ای_در_آفتاب_پارت_392

- قبلاً نديده بوديش ؟

- نه ، تازه از زندون آزاد شده . ظاهراً پونزده سال محكوميت داشته و عفو بهش خورده .

نسرين گفت :

- نميدونم . به نظر من بايد با شيرين حرف بزني . يه بار زندگي و احساست به بازي گرفته شده . زندگي شوخي نيس . اگه فكر مي كني بين شيرين و پسره سرو سري بوده ، رك و پوست كنده باهاش در ميون بذار . نه تو بچه اي نه اون . اما اين طور كه من فهميدم ، شيرين خيلي بهت علاقه منده . تازه كه باهات آشنا نشده ، از زمان بيرستان عاشقت بوده . ممكن نيس پشيمون شده باشه .

بهمن هم حرف هاي نسرين را تأييد كرد . نسرين صحبت را عوض كرد و گفت :

- خب نظرت درباره ما چيه ؟

متوجه منظورش نشدم . پرسيدم :

- در مورد چي ؟


romangram.com | @romangram_com