#بی_هوا_دلسپردم_پارت_382


آرسام شيطون زل زدبهم و گفت:حواسم جمعه

خلاصه اون شب منوآرسام شب خوبي رو گذرونديم

...

صبح باصداي آرسام ازخواب بيدارشدم

_اه بزاربکپم چي کارم داري اول صبحي

آرسام:رهاخانوم اولا اول صبح نيست دوما امروز قراربودبچه هاروببريم ناهاربيرون و تابعدازظهربگردونيمشون

پس بلندشوبروحاضرشو وگرنه تايه ماه بايدقهرآيلين رو تحمل کنم!

ازلحنش خنده ام گرفت آخه آيلين اخلاقاش کپ منه!

خواب آلودازجام بلندشدم و گفتم:پس من ميرم يه دوش بگيرم سرحال شم

آرسام:برومنم رفتم

لباساموگرفتم و رفتم توحموم

نميدونم چقدرگذشت که ديگه رضايت دادم ازحموم بيام بيرون

حولموتنم کردم و ازحموم رفتم بيرون

خداخدامي کردم آرسام تواتاق نباشه چون بازشيطنت هاش شروع مي شد!!

راست مي گن ازهرچي بدت ميادسرت مياداا

آرسام رو تخت لم داده بود باديدن من چشماش برق زد ازجاش بلندشد و اومدسمتم گفت:اوه ماي گاد چطوري ازت بگذرم آخه

romangram.com | @romangram_com