#بی_هوا_دلسپردم_پارت_381
دلم براش ضعف رفت
_قابلتونداشت يکي براي تويکيم براي خودم
آرسام براي خودشوگذاشت گردنش براي منم دادبهم
منم گذاشتم گردنم
باشيطنت ازجاش بلندشد و اومدپيشم و گفت:خب بريم شيطوني که طاقتم تموم شد
_بريم آقايي
رفتيم تواتاق آرسام منوگذاشت روتخت و خودش درازکشيدکنارم و گفت:وروجکاي منوکجا دک کردي نانازم
_وروجکاي شماانقدرشيطون بودن که خواستم يه امشب و ازدستشون يه نفس راحت بکشم
به چشماي خمارآرسام نگاه کردم فهميدم ديگه حالش دست خودش نيست و ازخودبي خودشده
باخماري ازجاش بلندشد و دوتاليوانيوکه روميزعسلي بود يکيش و دادبهم
باديدن مشروب تعجب کردم نشستم رو تخت و گفتم:اينوکي ريختي!؟
آرسام:مااينيم ديگه بخورش
هردوباهم مشروب وخورديم
منم وقتي مشروب بخورم کنترلم و ازدست ميدم واسه دومين باره که ميخورم هردوبارم باآرسام
بعدازخوردن مشروب هردو درازکشيديم و آرسام خودشوچسبوندبهم
_ازحدنگذري بدبختمون کنيا
romangram.com | @romangram_com