#بی_هوا_دلسپردم_پارت_367


بابا:هرطورراحتي باباجان

مامان:آخه بااين حالت يه هفته هم نمي شه که مرخص شدي

_من به اين سفرنيازدارم سعي نکنين جلوم رو بگيرين

مي رم وسايلم رو جمع کنم

مامان:حداقل وايستاصبح بروالان شبه خطرناکه

بدون توجه به مامان رفتم سمت اتاقم تاوسايلم رو جمع کنم

آرسام

الان چندروزه عشقم رو نمي بينم ديگه دارم ديوونه مي شم

اي خدابه چه زبوني بگم من بدون رهانمي تونم زندگي کنم

کي هس درکم کنه؟؟

کي حرفم رو مي فهمه؟؟

آماده شدم و رفتم خونه رهااينا

زنگ خونشون رو زدم پدرش جواب داد

_سلام بابابهرام رهاهست؟

بابابهرام:نه پسرم رفته سفر

_سفر!؟کجا!؟تاکي مي مونه؟

romangram.com | @romangram_com