#بی_هوا_دلسپردم_پارت_366
بااعصاب خراب خوابيدم
رهـــــا
دکترابهم گفتن فردامرخص مي شم.
دلم يکم براي آرسام سوخت،معلوم نيست الان کجاست و چي کارمي کنه.
هي خداکي اين بدبختي هاتموم مي شه!؟کي روي خوشه زندگي رو مي بينم
خسته بودم خواب داشتم، چشمام رو بستم و خوابيدم.
_مامان بسه خواهش مي کنم تمومش کنين آقاروهام لطفاتوهم توزندگي من دخالت نکن زندگي من به تومربوط نيست که خط و نشون مي کشي
بابا:بذارين خودش براي زندگيش تصميم بگيره شماچي کارش دارين؟؟نابودن شدنه آرسام رو تونبود رهاباچشمام ديدم شاهدگريه هاش بودم
درسته نصف اين اتفاقات تقصيره اونه ولي خب آدم توزندگيش ممکنه خطاکنه الانم بااين حرفاتون دارين وضع رو ازايني که هست خراب ترمي کنين و زندگي دوتاجوون عاشق رو خراب مي کنين منم پدرشم بازندگي دوبارشون کاملامخالف بودم ولي وقتي اشک ارسام رو ديدم وقتي داغون بودنش رو به خاطردخترم ديدم دلم سوخت به حالش يه لحظه خودموگذاشتم جاي اون
براي همين حاضرشدم يه فرصت ديگه بهش بدم و ببخشمش
روهام:باباشماالان پشت آرسامي؟
نشستم روزمين سرم رو گذاشتم روزانوم و دستام رو گذاشتم رو سرم زار زدم،گريه کردم و باجيغ گفتم:بسه بسه خواهش مي کنم تمومش کنين کسي که بايدتصميم بگيره من و آرساميم نه شماها چرانمي خواين بفهمين
ديگه خسته شدم ازفضولي هاي فاميل کل فاميل کل خاندان الان خونه ماهستن و مي خوان توزندگي من و آرسام دخالت کنن و من رو نسبت به اون سردکنن ولي من اين اجازه رو نمي دم
ترسا:خب راست مي گه چراانقدربهش اصرارمي کنين که ازآرسام جداشه؟؟چي به شماهامي رسه آخه تمومش کنين اين مسخره بازي رو
ازجام بلندشدم اشکام رو پاک کردم و گفتم:من مي خوام يه چندروزي برم شمال يکم هوابخورم حالم بهترشه
تنهايي بهترمي تونم براي زندگيم تصميم بگيرم
romangram.com | @romangram_com