#بی_هوا_دلسپردم_پارت_339


+منظورت ازاين مضخرفات چيه

آرسام:منظورم رقصيدن بغل اون مرتيکه بيشرفه که حالم ازش بهم ميخوره منظورم خنديدنات بااون آشغاله منظورم زر زدنات بااون ميلاده عوضيه!!

+هه فقط چشمت منوديد نه؟؟؟

يکي بايدبه توبگه که خودتوجمع کني

آرسام:منظور!

+منظورم رقصيدن بااون دختره جلفه منظورم خنديدنات بااون زندگي خراب کنه!

منظورم...

نذاشت ادامه بدم و يکي محکم زد تودهنم که مزه خون و احساس کردم

+به چه جراتي دست روم بلندکردي بيشعور

آرسام:به همون جرات که شوهرتم ديگه اين اراجيفاتونشنوم فهميدي!

+نه نفهميدم چه غلطي ميخواي بکني وقتي توداشتي بااون دختره خوش ميگذروندي کي اومدمزاحمت شدکه توالان ازم بازجويي ميکني

همونطورکه توخيلي داشت خوش به حالت ميشدمنم نميتونستم يه جابشينم و دم نزنم منم دلم خواست بهم خوش بگذره

آرسام بافريادگفت:توخيلي گوه خوردي خودسرشدي براي من که هرغلطي دلت خواست ميکني!

+خيلي روداري به قرآن مگه من زنداني توام هروقت خودت تونستي خودتوجمع کني بعدبه من بگو و برام قانون بزار و تعيين تکليف کن

آرسام:براي من بلبل زبوني ميکني چشم سفيد

جوري هلم داد که محکم خوردم به ديوار

romangram.com | @romangram_com