#بی_هوا_دلسپردم_پارت_334
نيلو:قربونت چراانقدسنگين صحبت مي کني يعني آرسام ماانقدربهت سخت مي گيره که نميتوني بايه دخترم راحت باشي!؟
+منظورت ازآرسام استادته ديگه آقاي رضايي!خيرآرسام اصلابهم سخت نميگيره که نتونم بايه دخترراحت باشم خودم حدخودم رو حفظ مي کنم و باهمه گرم نمي گيرم مخصوصادختراي جلف!
رنگش شده بودکپ گوجه آرسام نميتونست خندش و کنترل کنه و يه بااجازه اي گفت و رفت
نيلوباحرص:آهان
+بله
حرفي نزد و باعصبانيت پاشدرفت سمت آرسام
الان مثلاميخوادحرص من و دربياره
توتعجب بودم آرسام چرانميادپيش من!يعني به همين زودي رام اون دختره شد!
بعدازچنددقيقه نيلورفت ازروي ميزيکي ازاون شيشه هاي کوفتي رو گرفت و داد به آرسام
آرسام اولش مخالفت کرد ولي انقداون دختره نکبت اصرارکردتاتهش رو خورد!!
خاک توسرت آقاآرسام جنبه نداري
خيلي ناراحت شدم و حرصم گرفت زنش و اينجاتنهاگذاشت رفت پيش يه دختره...
ديگه داشتم کلافه ميشدم ازبگو و بخندهاشون تک و تنهانشسته بودم حوصلمم سررفت
دختره بيشعورهي نگام ميکرد و چشم غره ميدادولي من روحيم و ازدست نميدادم
انقدگذشت که ديگه موقع رقص شد و همه رفتن وسط!
تواين مدت تک و تنهانشسته بودم و آرسام اصلانيومدبپرسه خوبم يانه خوش ميگذره يانه
romangram.com | @romangram_com