#بی_هوا_دلسپردم_پارت_326
شيوا:مردي که دم ازمعرفتش ميزدم مردي که ازته دلم عاشقش بودم و جونم و براش مي دادم مردروياهام ولم کردتنهام گذاشت گفت مابه دردهم نمي خوريم و براي هميشه ترکم کردميفهمي چي ميگم ميفهمي حالمو؟
باورم نميشد اوناعاشقانه هم ديگروميپرستيدن چطورممکنه نه باورم نميشه
صداي هق هقش بيشترشد
+دروغ ميگي اين چه حرفاييه که داري ميزني اون مردعاشقته توتموم زندگيشي
شيوا:نه رهامن اشتباه ميکردم اون فقط منوميخواست تانيازش رو برطرف کنم اون توتمام اين مدت داشت بااحساسات من بازي ميکرد و منوفريب ميداد
من بازيچه اون بودم رها
دارم ديوونه ميشم مگه همچين چيزي ممکنه بعدازدوسال عشق و عاشقي ولم کنه و بره به همين راحتي
+واي خداباورم نميشه
شيوا:منم اولش باورم نشدولي برام ثابتش کرد که باکس ديگه اي خوشه عشق واقعيش و بهم نشون داد و من باچشماي خودم نابودشدنم رو ديدم
ديگه اززندگي سيرم حالم ازهمه چي بهم مي خوره ازهمه متنفرم بهت زنگ زدم تايکم باهات حرف بزنم سبک شم
ولي فايده نداره من فقط بايه چيزمي تونم آروم شم
+الهي فدات شم من يادته چقدربهت مي گفتم نگاهش کثيف و هوس آلوده توروهم براي هوس مي خواد؟
يادته چقدرتوگوشت خوندم ولش کن
ولي کو گوش شنواتوگوشات کرشده بود و چشمات کور و فکرمي کردي اونم مثل خودت عاشقته
جونش روبرات مي ده درصورتي که اينطورنبود و توفکرمي کردي من حسودم
شيوا:بسه رهابسه نمک روزخمم نپاش من فقط بامرگ آروم ميشم و اين و ازخدامي خوام که تقاص اين کارش رو پس بده
romangram.com | @romangram_com