#بی_هوا_دلسپردم_پارت_317


ازجام بلندشدم و رفتم دستشويي بعدازشستن دست و صورتم اومدم بيرون و رفتم توآشپزخونه صبحانه رو حاضرکنم

بعدازحاضرکردن صبحانه رفتم و آرسام و صدازدم

آرسام:به به رهاخانوم سحرخيزشدي بانو؟

+بسه مزه نريز بروصبحانت رو بخور

آرسام:اطاعت ميشه

بعدازخوردن صبحانه بلندشد و گفت:دستت دردنکنه ميرم حاضرشم

+نوش جان

حاضرشد و داشت ميرفت که گفتم:آرسام؟

آرسام:جونم؟

+پول ميخوام

آرسام:امرديگه اي باشه؟

+فعلانه

آرسام:دختره پررو چقدرمي خواي؟

+هرچقدرداري بده

ازکيفش سيصدتومن پول درآورد و دادبهم و گفت:پول که دارم انقدکافيه يا بازبدم؟

+نه مرسي کافيه ميخواستم برم بازار براي همين پول خواستم

romangram.com | @romangram_com