#بی_هوا_دلسپردم_پارت_316
آرسام:سرتوبزاراينجا
اشاره کردبه سينش
بالبخندسرموگذاشتم روسينش محکم بغلم کرد و روموهام بوسه اي زد و گفت:بهترين عطردنيا بوي موهاته
لبخندي ازمهربونيش زدم و گفتم:اومم آرسام بخند
آرسام:جانم!؟
+ميگم بخند
آرسام:وا براي چي مگه مريضم الکي بخندم
+مريض که هستي حالابخند
آرسام لبخندي ازروي اجبارزدمنم سريع انگشتموکردم تو چال گونش
آرسام باتعجب گفت:اين چه کاري بود
+انقددوست داشتم يه روزي اينکاروکنم دستموکنم توچاله خوشگلت
آرسام لبخندي زد و گفت:ديوونه خودمي
بانوازش دستاي آرسام رو موهام
کم کم خوابم برد
صبح باصداي ساعت ازخواب بيدارشدم
ساعت8بودبايدميرفتم براي آرسام صبحانه درست کنم
romangram.com | @romangram_com