#بی_هوا_دلسپردم_پارت_301


لبموگازگرفتم و سرم و انداختم پايين

آرسام:خوبه حالانميخوادخجالت بکشي

+خيلي لوس و بي مزه اي

آرسام:والا

بلاخره رسيديم طالار

آرسام انقدبوق ميزدکه نزديک بودگوشام کرشن

بابوق آرسام همه اومدن استقبالمون

آرسام ازماشين پياده شد و اومددرسمت منوبازکرد و دستموگرفت

باهمه خودمونيابغل و روبوسي کرديم

رفتيم توطالارمنوآرسام دست به دست هم باهمه خوش و بش کرديم و بهشون خوش اومدگفتيم

رفيقام و دختراي فاميل تامنوديدن

دوييدن سمتم و بغلم کردن منم همراهيشون کردم تبريک گفتن و رفتن

مامان:قربونتون برم من خسته شدين بياين برين بشينين سرجاتون

منوآرسام رفتيم و نشستيم جايگاهمون

چندساعت گذشت ديگه حوصلم سررفته بودآخراي عروسي بود خداروشکر

همه کم کم داشتن ميرفتن جزخودياکه ميخواستن تاخونمون ماروهمراهي کنن

romangram.com | @romangram_com