#بی_هوا_دلسپردم_پارت_293


به دانشگاه که رسيدم ماشين و برداشتم و حرکت کردم سمت خونه

+سلام اهل خانه نپستون اومد

ترسا:اي بي نپس بشيم ما

+ببندننموروهام کجان؟

ترسا:ننت تواشپزخونه روهام تواتاقش

+آهااوکي

رفتم تواتاقم لباسموعوض کردم و رفتم پيش ترسا

ترسا:خب چه خبر؟چرااحضارشدي؟

+آقاابرازعلاقه کردمنم گفتم بايدفکرکنم

ترسا:جون من؟

+به جون توکه حاضرم نباشي

ترسا:خاک تومخ فندوقيت کنن

همه ارزوشونه بااين باشن بعدتوچسي مياي براش؟

+ولمون کن بابا مگه ترشيدم

ترسا:توديگه رددادي

اينوگفت و رفت توآشپزخونه

romangram.com | @romangram_com