#بی_هوا_دلسپردم_پارت_264
روهام:بيابازم ميخواي انکارکني!
+چيو
ترساچشاشوگشادکرد و گفت:جلل جالب
زدم زيرخنده قيافه هاشون جالب شده بود
باصداي اف اف هرسه تامون برگشتيم سمت اف اف
مامان تندازآشپزخونه اومدبيرون و رفت اف اف و زد دروبازکرد
مهموناي گلمون بودن تشريف آوردن.
اومدن داخل باهم احوالپرسي کرديم
بعدم منوشروين و شيوا و سامين و روهام و ترسانشستيم پيش هم يکم فک بزنيم
شيوا:دلم براشمادوتاخل و چل يه ذره شده بود
_چقدتوبه مالطف داري!
روهام:هوي هوي درست حرف بزن پيش خانومم بهش برميخوره
ترسا:نه شيواجون بهم برنميخوره ازخودش گفت راحت باش
روهام:واقعاکه قدرشوهرتوبدون!
ترسايه چشم غره بهش رفت که هممون زديم زيرخنده
زندايي:چقدخوش خنده اين شماها
romangram.com | @romangram_com