#بی_هوا_دلسپردم_پارت_262


+چرابريم

ازجامون بلندشديم باهم خدافظي کرديم و رفتيم سوارماشين شديم ترساميخواست بيادخونه ما منم کلي ذوق کردم

+ترسا

ترسا:جونم

+چراديشب نيومدي خونه عزيزاينا؟

ترسا:مهمون داشتم اخه امشب خانوادتون ميان ميبيننم ديگه

+جدي؟!امشب؟پس چرامن خبرندارم!

ترسا:نميدونم ولي خاله مژده زنگ زدوگفت برم اونجافاميلاتون ازتبريزم ميخوان بيان

+جدي ميگي جون من!

ترسا:آره جون تودروغم چيه

+ايول امشب و عشقـــه فرداهم که داشنگاه نداريم راحــت

ترسا:اهوم

بلاخره رسيديم خونه منوترسارفتيم لباسامون و عوض کرديم ناهارخورديم بعدناهارم به مامان کمک کرديم

بعدم رفتيم يه نيم ساعت استراحت کنيم

باصداي ترساازخواب بلندشدم

ترسا:رهاعزيزم بلندشوالان مهموناميرسن زشته نباشي

romangram.com | @romangram_com