#بی_هوا_دلسپردم_پارت_253
بابايه جانگهداشت رفت شيريني خريد اومدبعدازچنددقيقه رسيديم
چه همهمه اي بود
عمه ايناوعمواينازودترازمااومدن
بابااف اف و فشارداد دروبرامون بازکردن ماهم رفتيم توباهمه سلام و عليک کرديم مردارفتن پيش هم زناهم پيش هم
منوآرتاونيکان و نگارو روهام پيش هم بوديم
نگار:واي حوصلم سررفت چيکارکنيم؟
روهام:جرعت حقيقت
+توحرف نزن بااون پيشنهاددادنت
نيکان:خيليم خوبه هجانيم که هست
آرتا:اهوم
+من نميام
نگار:عه لوس نشو
روهام:چرالجبازي ميکني؟
+عاقالجبازي چيه نميخوام بيام زوره مگه
نيکان:به گورسياه
نگار:بدرک
romangram.com | @romangram_com