#بی_هوا_دلسپردم_پارت_235
اميرسام:اهوع سقفوبپا
+حناق
آري:بسه قدقدنکن بچه بشين غذاتوبخور
+عرعرنکن الاغ بروعلفتوبخور
رفتم نشستم سرميز و بدون توجه به بقيه تاميتونستم خوردم
بعدم باکمک دخياظرفاروشستيم
پسرا رفتن استراحت کنن دختراهم بگوبخندراه انداختن
يه فکرشيطاني به سرم زد
برم آرسام و آرايش کنم عجب فکربکري فکرکنم خيليم جيگل شه
دختراکه مشغول بودن رفتم تواتاقم لوازم آرايشموگرفتم و رفتم تواتاقه پسراآرسام بيهوش بودبعيدميدونم بيدارشه
آروم آروم رفتم سمتش ازاسترس داشتم سکتمو ميزدم ولي خودم و کنترل کردم 5دقيقه فقط طول کشيدآرايشش کنم ازبس وول ميخورد
ولي خداي چه نااازشد بخورمش
حياروقورت دادم
وسايلموگرفتم و ازاتاق زدم بيرون وسايلوکه تواتاق گذاشتم رفتم پيش دخترا
آتي:کجارفته بودي رهاجون؟
+هيچي گلي کارداشتم
romangram.com | @romangram_com