#بی_هوا_دلسپردم_پارت_229
شمام يه فکري براخودتون کنين
بالبخندرفتم پيشش نشستم و بانازگفتم:مرسي
آرسام:قربون شما
بعدازاينکه همه ناهارشونوخوردن
يه استراحت کوچيک کرديم و بعدبه گفته آرسام داشتم آماده ميشدم بريم شهربازي
ساعت3بود
نميدونم شهربازي بازبوديانه
يه مانتويه فيروزه اي برداشتم که قدش خوب بود باشلوارجذب مشکي و شال مشکي موهاموگيس کردم که ازشالم زدبيرون
يه آرايش پسرکش کردم اسپري زدم گوشيموگرفتم و رفتم پايين منتظرآرسام موندم
بلاخره بعدازچنددقيقه آقاتشريف آوردن
باديدن من اخم غليظي کردکه مثل چي ازش ترسيدم
+ها چيه خوشگل نديدي حسود
آرسام:الان دقيقاکجايه قيافه من به حسوداميخوره؟؟؟؟؟؟
+اوممم نميدونم
آرسام:بيشترشبيه اونايي نيستم که قصد داشته باشه بزنه لهت کنه؟هان؟
+اوووف حوصله دعواندارم بيخي جون ننت
romangram.com | @romangram_com