#بی_هوا_دلسپردم_پارت_226


يه حسي بهم ميگفت اين دخترمطعلق به توعه

رهـــا

رفتاراي آرسام واقعاعجيب شده بوداون يه پسره مغروروخشک بودولي الان شديه پسره مهربون و شيطون يادمه آتنابهم گفت فقط براي کساييه که براش عزيزن مهربون و شيطون ميشه

يعني ممکنه نه نه من اشتباه ميکنم اون اون حسي بهم نداره آره توهم زدم

يکم گذشت که آتنابايه پرس کباب اومد

خيلي گشنم بودبااشتهاميخوردم آرسامم هي اذيتم ميکردوناخونک ميزد

بعدازخوردن غذاازدکتراجازه گرفتن ميتونن منوببرن يا نه؟

دکترم اجازه داد

باکمک آتنالباسموپوشيدم و رفتيم بيرون دنبال آرسام گشتيم نبوديعني کجاميتونه رفته باشه؟؟؟

رفتيم توماشين منتظرش مونديم که بلاخره اومد

آتنا:کجابودي تو؟؟

آرسام:رفتم حسابداري

آتنا:آهان

تازه دوزاريم افتااد

+چي حسابداري براچي

آرسام:چته دختررفتم هزينه بيمارستان و حساب کنم ديگه

romangram.com | @romangram_com