#بی_هوا_دلسپردم_پارت_207


من:اههه چيه چته چي ميخواي ازجونم

ترسا:زرنزن پاشوحاضرشوميخوايم بريم لب ساحل

باخوشحالي ازجام بلندشدم و پروازکردم سمت دسشويي بعدازانجام کاراي لازم ازدسشويي اومدم بيرون و رفتم سمت اتاقم

يه مانتوزرشکي کوتاه تابالاي زانوپوشيدم بايه شلوارجذب مشکي و روسري بلندمشکي آرايشموکردم يه رژجيغ زدم عطرموزدم گوشيموگرفتم و رفتم پايين

ميخواستم ازويلابزنم بيرون که آرسام جلوم سبزشددستشوگذاشت جلوم و نذاشت برم وااايعني چي اين مسخره بازياچيه

بااخم گفتم:معلوم هس چته ازجلوراهم بروکناراين مسخره بازياچه معني ميده

آرسام:مانتوت خيلي کوتاهه رژتم خيلي جيغه مگه داري عروسي ميري اين چه وضعشه

داشتم شاخ درمياوردم اين چي ميگه اصلابه اين چه ربطي داره

باعصبانيت گفتم:توکي باشي که بهم ميگي رژم جيغه و مانتوم کوتاهه ازم ايرادميگيري اصلابه توچه ربطي داره ننمي بابامي داداشمي شوهرمي کيه مني هان

باعصبانيت گفت:خفه شو!

انقدزرنزن برووضعتودرست کن بعدگمشوبيرون وگرنه نميذارم پاتوبيرون ازاينجابذاري

يعني دلم ميخواست باهمين دستام خفش کنم

من:گفتم به توهيچ ربطي نداره ازسرراهم بروکنار اه

آرسام:آره به من هيچ ربطي نداره هرزه هاباچه وضعي ميرن بيرون ولي اين خواسته داداشته که ازهرلحاظ حواسم بهت باشه وگرنه من خيلي مشتاق نيستم به توگيربدم و اعصاب خودم و بهم بريزم

اون اون الان به من چي گفت!!!!

بادستم کوبيدم توصورتش تابفهمه هرچيزي که لايق خودشه روباراين و اون نکنه

romangram.com | @romangram_com