#بی_هوا_دلسپردم_پارت_206


ظرفاروشستيم و رفتيم نشستيم

رامين:خب دخترپسراامشب ميخوايم بريم لب ساحل کباب بخوريم بعدشم ميريم يه بستني فروشي توپ

همه ايول گفتن و موافقت کردن

ساعت حدوداي2:30 بود

آتي:رهاجون تومجردي يامتاهل؟

وااا اين ديگه چه سواليه

باتعجب جواب دادم:مجردم چطور

آتي لبخندش بيشترشدوگفت:هيچي همينطوري پرسيدم گلم

بايه لبخندگفتم:باشه

خداروشکرپسراحواسشون به مانبود

بعدازنيم ساعت پسرابلندشدن و رفتن سمت اتاقشون

منودختراهم رفتيم تويه اتاقمون

نسيم يه فيلم هيجاني گذاشت ماهم مشغول ديدن فيلم شديم

بعدفيلم منوترساوبهاررفتيم اتاق خودمون يکم استراحت کنيم

.....

باصداي ترساازخواب بيدارشدم

romangram.com | @romangram_com