#بی_هوا_دلسپردم_پارت_199


نسيم يه آهنگ شادگذاشت و ماخلوچلاهي قرميداديم

پسرالايي ميکشيدن نسيم هي ميخواست ازرامين ببره و گازميدادخلاصه تاپاي مرگ رفتيم و برگشتيم

+تاماروسکته ندي ولکن نيستي نه؟

نسيم:نه متاسفانه

+اي کوفت

همه ريزخنديدن

بعدازيکم گوشي بازي و حرف زدن بازم خواب داشتم نسيم ميگفت يکي دوساعت ديگه ميرسيم پس من يکم بخوابم تااون موقع

سرموگذاشتم روپنجره و خوابم برد

يک ساعت بعد

باصداي آتناچشاموبازکردم

آتي:عزيزم رهاجون بيدارشورسيديم گلم

آروم ازخواب بيدارشدم و بالبخندروبهش گفتم:ببخشيدمزاحم توام شدم توچرااومدي بيدارم کني نسيم و ترساو بهارکه بودن

آتي:منم مثل اوناچه فرقي داره؟خودم بهشون گفتم بيدارت ميکنم بامنم راحت باش

من:مرسي

ازماشين پياده شدم و باهم رفتيم سمت ويلاي رامين و نسيم

واي عجب جاييه دهنم بازموند

romangram.com | @romangram_com