#بی_هوا_دلسپردم_پارت_198
رامين:هوي ياشارخان براخواهرمن هيزبازي دراري قشنگ گردنتوخوردميکنم
-منم همينطور
ياشار:خيلي خب شوخي کردم غيرتيا
اميرسام:من ازبهارخوشم اومده
-توکه يه برخوردبيشترباهاش نداشتي
اميرسام:نميدونم والا
چندساعت بعد
رهــا
+آي ام گشنه
نسيم:رهاجان الان يه جانگه ميدارم غذابخوريم
+قربونت
بعدچنددقيقه نسيم باماشين پسراهماهنگ کردن و بغل يه رستوران نگه داشتن
من که داشتم ازگشنگي غش ميکردم
بعدسلام و عليک مادختراوپسرا
رفتيم تورستوران هرکي هرچي دوست داشت سفارش داد من جوجه بابرنج
بعدناهارحساب کرديم و رفتيم سوارماشين شديم
romangram.com | @romangram_com