#بی_هوا_دلسپردم_پارت_181


به خونه که رسيدم ماشين و بردم توحياط و رفتم توهال

من:سلام من اومدم

مامان درحالي که داشت کتاب ميخوندگفت:خوش اومدي

من:قلبونت بلم ننه

قبل ازاينکه بزنه له لوردم کنه بدورفتم تواتاقم

لباسامودرآوردم و يه لباس راحتي پوشيدم بعدم رفتم تل

اوو چه خبره پي امه کاروزندگي ندارن اينا

رفتم گروهي که نسيم زده بود

من:سلام

اميرسام:سلام رهاخانوم خوب هستين؟

من:ممنون شماخوبي؟

اميرسام:نوکرم

بهار:سلام رهايي جونم

من:سلام عزيزم خوبي؟

بهار:به خوبيت چه عجب اومدي تل

من:عزيزمن تل بودم و هستم فقط زياداستفاده نميکنم مث شمابيکارنيستم که بيستوچهارساعته سرم توگوشي باشه کارو زندگي دارم

romangram.com | @romangram_com