#بی_هوا_دلسپردم_پارت_167
بلاخره تشکرکردن و باهم خدافظي کرديم و رفتيم سوارماشين شديم
منوترساسوارماشين بهار
بقيه هم سوارماشين خودشون
بهاراول ترسارو رسوندبعدم منو
رفتم توخونه ديدم همه نشستن دارن ميوه ميخورن
من:سلام همگي
مامان:سلام خسته نباشي
من:قربونت
بابا:سلام دخترم خوبي؟خوشگذشت؟
من:قربون شمابله خوب بود، من ميرم بخوابم خستم شب خوش
جوابمودادن منم رفتم تواتاقم
لباسامودرآوردم و يه لباس راحتي پوشيدم رفتم دسشويي آرايشموپاک کردم بعدم گرفتم خوابيدم
....
آرسام
چه نگاه معصوم و پاکي داشت چشماي خندون
نميدونم چراانقدرگيرشم من که زيادباهاش نبودم
romangram.com | @romangram_com