#بی_گناه_محکوم_شدیم_پارت_568


تیموریان با پوزخند گفت :

- به چه جرمی ؟ به خاطر جعل کارت و رنگ آمیزی کامیون ؟ الان نه موقع دزدیدن اشیای عتقیه این کار رو می کنیم .

- چند روز پیش از انجام پروژه کارآگاهان همه ی عکسها و اطلاعات را کنار هم گذاشتند ، آنها با دنبال عکسها می توانستند آنها را به دام بیندازند ، آن عکسها خبر از تبهکاران بزرگی می داد ، ولی اینبار آندو و بخصوص بهرام ایروانی نمی توانستند از دست قانون فرار کنند .

- بهرام کامیون رنگ شده را تحویل گرفت ، به یک گاراژ قدیمی برد و چندین جعبه چوبی درون آن گذاشت ، ، روز بعد آنها صدای بهرام را می شنیدند که

صدای بهرام

- وقتی از محل گاراژ تا موزه میری با سرعتی ثابت برو ، می خوام ببینم چقدر طول می کشه ، این کرونومتر رو هم ببر

صدای آسمان

- تو نمی آی عزیزم ؟

- نه خیلی کار دارم

- ساتیار کی میاد ؟

- روز عملیات

- خوبه

- پس من می رم


romangram.com | @romangram_com