#بی_گناه_محکوم_شدیم_پارت_535
آسمان بطرف مبل اشاره کرد
- توی کیفم روی مبله
- بیا بهم بده
آسمان نگاهی زودگذر به او انداخت و باز به گلاره نگاه کرد
- برو خودت بردار
- بیا
- برو دیگه
بهرام با حرص به او نگاه کرد و چشم غره ای به او رفت ، ولی آسمان اصلا به او نگاه هم نکرد ، از آشپزخانه رفت
- خداحافظ مامان
- مواظب باش عزیزم
- حتما
گلاره رو به آسمان کرد
- زن داداش می خوای لباس راحتی بهت بدم ؟
- آره
romangram.com | @romangram_com