#بی_گناه_محکوم_شدیم_پارت_491

مرد با شنید صدای او از شوک بیرون آمد ، نفس بلندی کشید ، ولی چیزی نگفت ، کاری نکرد ، بهرام نمی دانست چه کار باید بکند ، با غم به او نگاه می کرد ، نمی توانست حرف بزند ، تنها لبانش از غم شروع به لرزش کردند ، باز با بغض گفت :

- بابا

ولی مرد باز کاری نکرد ، آسمان با چشمانی پر از اشک به آندو نگاه می کرد حس کرد بهرام در حال لرزیدن است ، بازوی او را گرفت ، بهرام بطرفش چرخید ، به چشمان غمگین و عاشقانه او که حالا پر از اشک بود نگاه کرد ، آسمان از چیزی که در چشمان او می دید ترسید ، چشمان مردی در حال شکستن ، بهرام باز به پدرش زل زد ، می خواست التماس کند ، ولی نمی توانست حرف بزند ، جیغ بزند ، فریاد بکشد ، ولی توانی نداشت ، می خواست فرار کند ، فرار کند تا که بارور نکند باز از خانواده اش طرد شده ، باید می رفت ، بدون اینکه بچرخید ، قدمی به عقب برداشت ، دیگر در خودش توان ماندن در آنجا را نمی دید ، که ناگهان دستان پدرش را دید که از هم باز شدند ، آسمان متعجب به او نگاه کرد ، پدر با اشکهای که از چشمش جاری شده بود ، آغوشش را برای او باز کرده بود ، بهرام مانند یک کودک خردسال با سرعت خودش را به آغوش او رساند و سرش را روی شانه خم شده او گذاشت ، به شدت به گریه افتاد ، بلند بلند حرف می زد

- بابا منو ببخش بابا من نمی خواستم اون اتفاق بیفته بابا من می خوام پیشتون باشم بابا ....

پدر او را به خود فشار می داد ، بهرام دیگر حرفی نزد ، پدر در حین اشک ریختن تنها گفت :

- بچه من خیلی وقته منتظرتم

بهرام متعجب از آغوش او بیرون آمد باغم به او نگاه کرد

- بابا منو ببخش

- چرا اینقدر دیر اومدی ؟

- فکر کردم شما منو نمی خواید

- من توی زندگیم هیچ چیزی رو به اندازه تو نمی خواستم ، تو پسر منی ، پسر من

بهرام باز خودش را با گریه در آغوش او انداخت ، آسمان اشک ریزان به آندو نگاه می کر ، با دستمال کاغذی اشکهایش را تمیز می کرد ، بهرام از آغوش پدرش بیرون آمد ، پدر با لبخند مهربان گفت :

- بریم داخل

بهرام سری تکان داد ، پدر داخل شد ، آسمان با لبخند به آنها نگاه می کرد ، منتظر بود ، آنها به داخل بروند و او هم به آپارتمانش برگردد ، می خواست بچرخد که بهرام را دید که بطرف او چرخید ، بهرام با چشمانی سرخ ولی شاد و صورت و بینی سرخ شده به او نگاه کرد ، دستش را بطرف او بلند کرد ، با صدای عاشقانه آرام گفت :

romangram.com | @romangram_com