#بی_گناه_محکوم_شدیم_پارت_472


- یعنی چی ؟

آسمان خندید

- یعنی بیا کمکم کن

بهرام خندید

- بریم

آسمان درون کابینتها به دنبال پیشبند جستجو می کرد تا که پیدا کرد ، ، پیشبند بلند سفید و آنرا پوشید ، بهرام هم برای خود پیش بند سیاه کوچکی که به کمرش بست و خیلی کوتاه بود ، هر دو مشغول شدند ، با سرو صدا غذا درست می کردند ، موقعه صرف شام بهرام با خوشحالی گفت :

- وقتی بچه دار شیدم ، یه خونه ویلای بزرگ با یه حیاط بزرگ می خریم

آسمان متعجب پرسید :

- مگه قرار چندتا داشته باشیم ؟

- 4 تا خوبه ؟

آسمان متعجب پرسید :

- 4 تا ؟!

- کمه ؟


romangram.com | @romangram_com